تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

قاری نیزه نشین

چهارشنبه 6 بهمن 1389 01:57 ق.ظ

ارسال شده در: عاشقانه های زهیر


 

بخوان...

بخوان...

بخوان به نام گل سرخ؛ بخوان به نام ماه سرخ؛ بخوان به نام خورشید سرخ؛ بخوان و بلندتر بخوان؛ قرآن را به لحن سرخ، به لحن نینوا بخوان؛ گوش بده که "قاری نیزه نشین" چگونه از کهف و رقیم می‌خواند؛ تو نیز به لحن نینوا بلندتر بخوان...

تو بخوان از «کهیعص» (1) تا قاری نیزه نشینم به لحن نینوا تفسیرش کند که از شروع این سفر نام یحیی از زبانش نیفتاده(2)؛ تو «کاف» بخوان و او کربلا؛ تو «ها» بخوان و او هلاک عترت رسول خدا؛ تو «یا» بخوان و او یزید لعنت خدا بر او؛ تو «عین» بخوان و او عطش؛ تو «ص» بخوان و او صبر... (3)

تو بخوان از والعادیات تا او به تصویر کشد چگونه اسب‌ها می‌دوند و می‌رمند.

وَ الْعَادِیَاتِ ضَبْحًا؛ فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا؛ فَالمْغِیرَاتِ صُبْحًا؛ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا؛ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا؛ إِنَّ الْانسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ؛ وَ إِنَّهُ عَلىَ‏ ذَالِكَ لَشهَیدٌ.(4)

بخوان از آنانی‌که اسب‌های جوان را بر پیکرشان تازاندند تا برق از تن‌های شریفشان به آسمان صیحه کشید. بخوان از مسافران خسته‌ای‌که سنگ‌ها را به استقبال پیشانیشان فرستادند. بخوان از شب‌های قرآن و راز، و صبح‌های استغفار و نماز و نیاز. بخوان از صحرایی که گرد برافراشتند؛ بخوان از سرهایی که بدان‌ها هجوم آوردند و معجر برداشتند. بخوان از نامردی‌ها و بیوفایی‌های مردمان پیمان‌شکن که سخت بر مولای خودشان ناسپاسند. بخوان که "قاری نیزه نشین" شاهد است....

بخوان؛ قرآن را به لحن کربلا بخوان...

بخوان از «إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِناتُ الْجِیادُ»(5). از سلیمان "صاحب خاتم" بخوان آن‌گاه که اسب‌های رم کرده را دید؛ در اندیشه فرو رفت و خویش را از خویشتنش گم کرد. خورشید غروب کرد تا خورشید را برای ادای ذکرش برگرداندند. چه کسی می‌داند، شاید سلیمان نیز در اندیشه‌ی تاختن این اسب‌ها، تا غروب عاشورا، مهمان کربلا شده بود! شاید سلیمان نیز به کربلا آمده باشد تا خاصیت نگین انگشتر خویش را در دست فرزند خاتم رسولان ببیند. چه کسی می‌داند؛ صدها ملک سلیمان به نگاه این به خاک افتاده‌ی در خون غلطان از زمین برمی‌آید. شاید سلیمان کوچکی ملک خویش را در قبال ملک صاحب کربلا به نظاره نشسته باشد!

بخوان؛ که اگر قرآن را به لحن نینوا بخوانی، صدای پای اسبی را در نزدیکی صبح خواهی شنید؛

صدای پای اسب صاحب لوای «یا لثارات‌الحسین»؛

منادی «قتل الحسین بکربلا عطشانا»؛

منادی «یا اهل العالم، انا المهدی»؛

آخرین یار حسین و برپا کننده‌ی ملک عظیم(6).  

 

پاورقی:

1. سوره‌ی مبارکه‌ی مریم؛ آیه‌ی شریفه‌ی 1.

2. برگرفته از کتاب «فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام»؛ نشر معروف.

3. تفسیر صافی، ج3، ص273.

4. سوره‌ی مبارکه‌ی العادیات؛ آیه‌ی شریفه‌ی 1الی7.

5. سوره‌ی مبارکه‌ی ص؛ آیه‌ی شریفه‌ی 38.

6. برگرفته از دیالوگ‌ پایانی فیلم سینمایی ملک سلیمان.




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: بوی سیب ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :