تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

نگاه زهیروار

یکشنبه 21 آذر 1389 12:32 ق.ظ

ارسال شده در: عاشقانه های زهیر




دارد زمان آمدنت دیر می‌شود

دارد جوان سینه زنت پیر می‌شود

وقتی به نامه عملم خیره می شوی

اشک از دو دیده ی تو سرازیر می‌شود

کی این دل رمیده ی من هم زهیر وار

در دام چشم های تو تسخیر می‌شود؟

این کشتی شکسته ی طوفان معصیت

با ذوق دست توست که تعمیر می‌شود

حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه

با حلقه های زلف تو درگیر می‌شود

در قطره های اشک قنوت شب شما

عکس ضریح گمشده تکثیر می‌شود

تقصیر گریه های غریبانه ی شماست

دنیا غروب جمعه چه دلگیر می‌شود

وحید قاسمی




زائران : نظرات



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :