تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

فصل چیدمان

شنبه 6 آذر 1389 01:46 ب.ظ

ارسال شده در: محاسبه های زهیر



عاشورا را نمی‌دانم بهار بنامم، یا پاییز؟! نمی‌دانم شهادت را غنچه زدن بدانم، یا به بار نشستن؟! نمی‌دانم! ولی آن‌چه هست این است که پاییز فصل برگ‌ریز نیست؛ پاییز، فصل چیدن است؛ فصل رسیدن. موسم چیدن میوه‌های رسیده. با طواف کعبه در بیت‌الله الحرام که نمی‌شود میوه چید؛ حسین (علیه‌السلام) را نگاه کن؛ عزم "وادی طور کربلا" کرده تا از جذبه‌های «هل من ناصر»اش شجره‌ی نوری بکارد که تا قیام قیامت "ارنی" گویان تاریخ را به خود بخواند.

میوه‌های رسیده را باید چید تا به پای هرزه علف‌های سبز زمان نیفتند؛ و چه باغبانی بهتر از اباعبدالله(علیه‌السلام)؛ پدر میوه‌های رسیده؛ حضرت محبت و مودت؛ پیشوای اطاعت و تبعیت(درود بر او و خاندان نورش)...

برخیز زهیر؛ برخیز که طراوت و عطر تازه‌ای به مشامم می‌رسد؛ برخیز که چیزی در درونم می‌گوید: «شاید امسال، برای ارباب بمیرم، کی می‌دونه»؛ برخیز که فصل چیدن و چیده شدن رسیده است؛ چه کسی می‌داند شاید امسال کشتی نجات نزدیک تو لنگر بیاندازد. برخیز و خیمه‌ی خویشتن را بچین تا پشت سر امام خیمه بزنی.

نزدیک‌ترین نقطه به خیمه‌ی امام...




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: خیمه ، چیدمان ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :