تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

بی مسمی

یکشنبه 9 خرداد 1389 11:45 ق.ظ

ارسال شده در: مشارطه های زهیر


روی به اسم

سر در نمی آورم که از این کارهای تو، من، ما... کارهای امروز و دیروز و فردای ما... کارهای روزمره­ی پلاک­دارمان...

اول که قرار است نوزادی به دنیا بیاید، آن­قدر سر اسمش جستجو می­کنیم که انگار قرار است موجودی کاملا برنامه ریزی شده را از اول تا آخر راه­بری کنیم. اما خیال است. اسم­های بی­مسمی را ببین! چه نسبتی بین اسم و آدم­هایی که رویشان اسم گذاشته شده است وجود دارد؟ اسم من؟ یا اسم تو؟اسم کدام یک از ما؟ حتی بعضی وقت­ها دورترین مسمی را اسم خود کرده ایم!!!

شاید این هم از همان گمشده­هایمان باشد. از آن­هایی که دنیای امروز از ما گرفت.

 

پی­نوشت:

به خودم نگاه می­کنم و فاصله­ای که با اسمم دارم. به خودم نگاه می­کنم و قایم­موشک بازی­هایم. درون این نحیف قادم چیزی پنهان است که هر چقدر هم خودم را می­آلایم، وقتی می­شونم: «ای امیر بی نظیر کائنات»، انگار که من همان من پرت نیستم و نسبتی دارم! شاید فقط نسبتم با تو اسم مشترک باشد. این را کاشکی گم نکنم.




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: تحریف شناسی ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :