تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

آیا نمی شنوی؟

یکشنبه 29 فروردین 1389 02:49 ب.ظ

ارسال شده در: مشارطه های زهیر


به کجا چنین خواب آلوده؟

«آیا نمی‌شنوی که خدا، همه‌ی هستی را پر کرده است و جایی برای کسی و چیزی نیست؟»1

آیا نمی‌شنوی که هر چه با آن روبه‌رو می‌شوی، پیامبری است که نشانه‌ای از او را با خود به همراه آورده است و اگر قامت ایستاده‌ات را بشکنی و منیّت شیطانی اقامه بسته‌ی خود را باطل کنی و زانوی ادب و خضوع در برابر تلاوتش بر زمین بسایی، با تو هم‌صحبت خواهد شد؟ لب باز خواهد کرد و گوش تو را میهمان نوازش‌های عاشقانه‌ی حق خواهد نمود.

آیا نمی‌شنوی که در گذر از بستن‌ها و شکستن‌ها؛ از عبور کردن از دل دادن‌ها و دل گسستن‌ها؛ آن‌چه می‌ماند دست تصویرگر حق است برای صیرورت تو؛ برای شدنِ تو؛ برای این‌که از ناکجاآبادها به آبادی‌ها برسی و از چه کنم‌ها به تکلیف. از کودکی روح خویش دست بشویی و از بازی با دنیای دون سیر شوی. طلب‌ها و نیازهای نوزادی‌ات را کناری بگذاری و در آبشار امیدهای بزرگ و عطش‌های مردافکن غسل کنی. چشم‌هایت را از چرا دادن در سایه‌ها برچینی و چشم دلت را به نور مشکات «اول ما خلق الله» باز کنی.

حجاب پیله‌ات را بشکن و از پوستینت بیرون آی. گوش باز کن؛ چشم بگشا؛ ببین و بشنو... چگونه می‌لرزی؟ چگونه می‌ترسی؟ از چه‌ها می‌لرزی و می‌ترسی؟ از چه در هراسی؟ نشانه‌ها می‌آیند تا تو را آماده‌ی عبور کنند. نشانه‌ها، پیامبران مرگند؛ رسولان مهربانِ رفتن؛ کاروان‌سالارانِ عبور؛ رهبران ارکستر رحلت. «راحله‌«هایت را به عقد «آیه‌«ها درآور و داماد «راعی» ایمان شو.

ای مرگ؛ ای اکسیر آفرینش؛ ای گواراترین نوشداروی خلقت؛ ای معبر منِ بال بسته به سوی منِ بال گشاده؛ از سرخی روی‌هایی که قبل از آن‌که تن‌هایشان را ببری، دل‌هایشان را داده‌اند شرم کن. خجل باش که راهیان حیات طیبه، بند از پای بگسلند و دل از کمند متعفن دنیایی‌ات به در آرند.

«ای شهید؛ ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای؛ دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش»2.

1. علی صفایی حائری.

2. شهید سید مرتضی آوینی.




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: درد ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :