تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

خدای شادی

یکشنبه 9 اسفند 1388 04:03 ب.ظ

ارسال شده در: محاسبه های زهیر


با خودم بودم؛ تنها بودم؛ در خودم بودم؛ با خودم در خودم فرو رفته بودم؛ داشتم در خودم می‌گشتم؛ تا که مگر «بشوم»؛ تا که شاید که «تبدیل» شوم؛ سوالی یافتم:

«چرا خدا خوشی‌هایمان را می‌گیرد؟»

با خودم بودم که تنها بودم که در خودم بودم که سوالی یافته بودم و که ازخودم بپرسم که مشغول باشم که کسی گفت:

«چرا خوشی‌ها خدا را از ما می‌گیرند؟»

با خودم بودم و سوال نمی‌پرسیدم. از این‌که خدایی دارم و خدایم خودش را برای خودش نگه می‌دارد، کلی با خودم خوش بودم.

 

پی‌نوشت:

فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ

فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ

حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً

فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ

نشانه‌ی 44؛ از سفره‌ی الهی(انعام)




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: نشانه ها ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :