تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

پول!!!

سه شنبه 10 آذر 1388 07:13 ب.ظ

ارسال شده در: مشارطه های زهیر


نخلت را بچسب که همه چیز دیگر هواست

سلام میثم جان؛ حالت چطور است؟ خوبی؟ خوشی؟ سلامتی؟ اگر که خدا بخواهد، حالت خوب باشد. شکر خدا که لجام کارهای ما به دست کسی است که ما را بیش­تر از ما دوست دارد. ما را بیش­تر از ما می شناسد و به رشد و زوال ما آگاه­تر.

امروز نشسته بودم و به انسان فکر می­کردم؛ گفتم از تو هم بپرسم و ببینم تو چگونه فکر می­کتی! من فکر می­کنم انسان با شخصیت اش شناخته می­شود. شخصیت انسان، یعنی عمق و وسعت درک او از جهان پیرامون اش. بعضی انسان ها هستند که فقط جلوی پایشان را می بینند و بیشتر را نه. بعضی ها تا یک متر را هم می بینند. بعضی ها تا ده متر و بشمار و برو بالا. بعضی ها بالاتر را هم می بینند.

میثم عزیزم؛ بیا و دستم را بگیر تا با هم نخلی بکاریم. میثم باور کن از این زمین هر جا را ببینی، همه اش زمین است. روی زمین باشی کلاه سرت می رود. باید بالاتر بروی. نخل می کاریم با هم، تا بروی بالای نخل. برو بالا و جهان را از آن بالا ببین. برو بالای نخل و به زمین ما نگاه کن و به من هم خبر بده. برو بالا و بگو که کجاها نرویم. بگو تا خوب متوجه شویم و گول نخوریم. بگو تا اسیر بندها نشویم....

میثم من؛ عزیز دلم؛ کجایی؟ رسیدی بالای نخل؟ خوب. بابا به من بگو ببینم پول رو می بینی؟ چطوره؟ ریشه پول کجاست؟ ببین عزیزم پول با رزق جه ارتباطی داره؟ عزیزم کمی دقت کن ببین می تونی تشخیص بدی که چرا کسایی که خیلی هم اهل نماز و دعا هستند، به پول جسبیده اند؟ چرا پول همه ی زندگی شان را تعیین تکلیف می کند؟ چرا فقط با پول می تونن همه چیز رو حساب کنن؟

میثم گلم؛ یه نگاهی هم به مولایت بنداز ببین که هنوز داره باز هم تاکید می کنه که زیاد دلبسته ی اینجا نباشین؟ یا حرفش رو عوض کرده؟ من یادم می آید که مولایمان می گفت:«نگران روزی فردا نباشید؛ به خدا توکل کنید. خدای بزرگ عبادت فردا را امروز از شما نمی طلبد؛ شما چرا روزی فردا را امروز می خواهید؟»

میثم؛ بالای نخل می مانی یا پایین می آیی؟ اگر پایین آمدی، نگاهی که از آن بالا به زمین می انداختی یادت نرود جان بابا.




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: نامه ، غربت ، درد ، حیات خبیثه ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :