تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

زارمان، بایسته ی زایمان

یکشنبه 24 آبان 1388 10:43 ق.ظ

ارسال شده در: مشارطه های زهیر


 

سه:

بچه که هستیم می گویند «لالا لالا لالایی» تا بخوابیم.

می خواهند بترسانند تا شلوغی نکنیم می گویند: «لولو لولو» تا بترسیم و یکجا بنشینیم.

می خواهند سرگرممان کنند می گویند: «لی­لی لی­لی» تا سرگرم شویم.

یک عمر لی لی بازی می کنیم تا به جایی برسیم که سرپا بایستیم و یک «لا»، یک «لا»ی بزرگ بگوییم. بگوییم «لا اله الا الله». ما را از بچگی با حرف «ل» بزرگ کردند تا «لا» گفتن یاد بگیریم. اما بزرگ که می شویم، از «لا» گفتن فرار می کنیم. از نخوابیدن، از سرگرم نشدن می هراسیم.

 

دو:

هیچ مادری نیست که بتواند فرزندش را زودتر از موقع طبیعی اش به دنیا بیاورد. مادر، عاشق فرزندش هم اگر باشد باید نه ماه و نه روز صبر کند. بچه اگر زود به دنیا بیاید، مشکل خواهد داشت. ارگانیسم طبیعی آن درست کار نخواهد کرد. مادر فقط پرورش می دهد و محبتش تاثیری در زمان به دنیا آمدن ندارد. عجله مادر در تولد کودک، بی صبری مادر در تحمل بارداری، تنها کودکی زودرس و ناقص به دامانش خواهد نهاد.

موقع به دنیا آوردن هم که رسید، باید درد بکشد. درد زائیدن، درد زایمان. زاری کند. زار بزند. زنجموره سر دهد. تا جایی که نفس دارد. تا جایی که توان دارد. آن گاه که دیگر نای زاریدن نداشت، آنگاه که توان زاری کردن نداشت؛ آنگاه که داد و بیدادش تنها زنجموره هایی کوتاه و از نفس افتاده شد؛ صدای گریه ای بلند خواهد شد و کودکی به دنیا خواهد آمد. و شاید لبخندی از سر تمام شدن درد بر لبان مادر نشست.

 

یک:

شاید برای هر باردار شدنی و هر بار کشیدنی و هر زائیدنی، درد لازم است. شاید برای هر دردی زاریدنی لازم است. شاید برای هر تولدی از نفس افتادنی لازم است. شاید برای هر از نفس افتادنی «لا»یی لازم است.

 

حرکت:

الاهه هایت را رها کن تا از خویشتن خویش متولد شوی. کسی به ملکوت عالم نمی رسد مگر دو بار متولد شود! زارهای زایمانت را دریاب... لبریز شو




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: تربیت ، درد ، اضطرار ، عجب زدایی ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :