تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

پاشیدن خانه های عنکبوتی

جمعه 17 مهر 1388 02:12 ب.ظ

ارسال شده در: مشارطه های زهیر


سرهای سر به هوا...

لحظه باشکوهی است فروپاشیدن ایمان ها و یقین ها و باورهایی که سالیانی با آنها زندگی کردی، آنگاه که دست ربوبیت و مربی گری و اسم رب الهی تجلی می کند و آنچه انسان با نفس خویش بافته است را پنبه می کند.

خدا، خالق است و رب است. خدا، رب است و در رب بودن خود مهربان است. وقتی خانه ای را بر سر آدم ویران می کند، از روی مهربانی است. فروپاشیدن نظامی از باورها و افکار که برای خود دست و پا می کنیم، همچون بیت عنکبوتی است که گاه با وزش نسیم و گاه با طوفان از هم می پاشد. مهم این است که پاشیدن، نشانگر ناخالصی است. و خدا ناخالصی را دوست ندارد.

خدا؛ خالق و رب است و تربیت می کند. سلسله ی ولایت الهی، همچون دست آویزی به انسان پیوند می خورد و دست او را می گیرد و گاه با نوازش و گاه با رنج و درد و اضطراب او را به سمت رشد می کشد. خدا، رب است و انسان را "در غیّ بودن" و "در باطل بار آمدن" نمی پسندد. خدا، رب است و به "بهترین روش زیستن انسان"، آگاه تر است و بیناتر.

وقتی، حضوری باعث فروپاشیدن همه اندیشه ات می شود، یعنی یک جای کار اشکال دارد. زیباتر از این چه چیزیست که اسباب خلقت در مسیر تربیت انسان باشد؟ مگر از آمدن و رفتن انسان چیزی جز بنده شدن هدف خلقت است؟ "هدف واقع شدن وسیله ها"، مگر چیزی جز "دام شیطان" است؟

الهی در این برآمدن ها و فرو رفتن ها، دست خویش را به ما نشان می دهی و ما دوست داریم از بندگانی باشیم که ابراهیم وار و حنیفانه بگوییم: «انی لا احب الآفلین»




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: درد ، غربت ، تربیت ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :