تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

پیاده نظام...خبردار

شنبه 14 شهریور 1388 09:13 ق.ظ

ارسال شده در: مراقبه های زهیر


رائد افق اعلی

بسم الله الرحمن الرحیم

یحسره علی العباد؛ ما یاتیهم من رسول، الا كانوا به یستهزءون(30 یس)

وا حسرتا بر حال این بندگان؛ هیچ رسولی بر آنان فرو نیامد، مگر آنكه او را به تمسخر و استهزاء گرفتند.

 

الف) حسرت و انسان حسرت زده

حسرت و استهزاء، دو واژه ای هستند كه نسبتا كاركرد بالایی در زندگی ما انسان ها دارند. ما عادت داریم كه نسبت به موضوعاتی حسرت بخوریم. و البته یاد گرفته ایم موضوعاتی را به مسخره بگیریم. اساسا خالق متعال، حكمتش ایجاب نمی كند كه فعلی بیهوده از او صادر شود. توانایی انسان به حسرت خوردن و استهزاء كردن نیز قطعا برای كاركردی پدید آمده است كه انسان منحرف كه در هر زمانی وجود داشته و در آخرالزمان به نسبتی بالا همنشین تحریف شده است، از این توانایی ها به شكل انحرافی استفاده می كند.

حسرت آنگاه كه نسبت به امری متعالی تعلق پیدا كند و بر از دست دادن یا ناتوانی خود در رسیدن به آن امر والا حسرت بخورد؛ اتفاقی میمون است كه از وجدان بر می خیزد. حسرت قوای انسان خسران زده را مسلح می كند و لشگر پراكنده وجود را برای فتح هدفی بسیج می كند. حسرت بر از دست دادن ساعات مباركی كه در ماه های مختلف خداوند باب ویژه ای از رحمت خود را باز می كند؛ حسرت بر از دست دادن همنشین و همراهی كه به راه هدایت آدمی را نزدیك می كرد و همنشینی با او رائحه تقرب را به مشام می رساند؛ و حسرت هایی از این قبیل در واقع نسیم های هدایتی هستند كه بر جان انسان می وزد و جانش را زنده می كند.

وای بر انسان قرن 21 كه حسرتش از جنس تاسف است. یعنی به آنچه تاسف خوردنی است، حسرت می خورد. حسرت بر از دست دادن مقام و مال و منصب. حسرت بر ننشستن بر سر سفره تهوع آور مال دنیا؛ حسرت بر همراهی نكردن اهل گناه! آری این ها حسرت هایی است كه روزانه خودمان یا اطرافیانمان با آن طرف می شویم. و شاید كم تر پیش آمده باشد كه خاستگاه و ریشه آن را جستجو كنیم.

 

ب) زندگی با آیات الهی

از آفرینش حكیم، حكمت می تراود. حكیم هر آنچه می كند، از فعلش معرفت و نورانیت می بارد. و بنا به فرموده قرآن، افعال برجسته الهی كه توام با هدایت انسان است، آیه نامیده می شود. آیه آن فعل بزرگ الهی است كه انسان با تامل در آن به هدایت می رسد. نصیب انسان با افتادن در نورانیت آیات الهی، از هدایت افزون تر می شود و به تقرب بیشتری دست می یابد. خداوند آیات خود را در قرآن_ كه كتاب هدایت است و كوچك ترین تقسیم بندی آن نیز آیه نامیده شده است_ بیان فرموده و آدمیان را به مشاهده توام با بصیرت و دقیق تر شدن در آیات خویش فراخوانده است. شاید با اندكی مسامحه بتوان گفت كه كار یك خداشناس، جستجوی آیات الهی است. به دنبال آیه ها باید افتاد تا به سر منزل مقصود رسید. البته باید اشاره كرد كه همه آیات یكسان نیستند و بعضی از دیگری عظیم تر و یكی از آنها اكبر آیات الهی است كه بر اهلش پوشیده نیست.

زندگی كردن با آْیه در حقیقت باید كار یك مسلمان باشد. مسلمان، زندگی روزمره اش را با آیات الهی تنظیم می كند. آغاز یك روز برای او آیه است و گذر روز و اتفاقات آن آیه ای دیگر و پایانش آیه ای متفاوت تز از آغاز.

دریغ آنكه آنچه شیرازه زندگی اسلامی را از هم می پاشاند، پشت كردن به آیات الهی است و دنباله روی كردن از نشانه های دنیای متجد و مدرن است كه در قالب مد و الگو _ lifestyle_ ارائه می شود. تمدن شیطانی، برای ایجاد پوشش در نور هدایت، به ایجاد الگو و نشانه خویش می پردازد. تزئیین و جلوه دادن زینت های دنیوی اعم از مادیات و معنویات، امروزه به مجموعه ای منضبط و سیستماتیك تبدیل شده است كه دنیای اسلام و به تبع آن قلوب مسلمین را دستخوش انحراف قرار می دهد. نگاهی كوتاه ولی از سر تامل به شكل هدف گذاری آدمیان در زندگی، خبر از فضاحتی دارد كه ریشه اش به غفلت از آیات الهی می رسد. ناگفته نماند كه این اتفاق نامبارك به دست پیاده نظام شیطان و ادامه آن در نسل بشر و به شكل خاص از مجرای تمدن غرب بیرون آمده و با تبدیل شدن به تمدنی علمی و تكنیكی، آب حسرت از كناره لب های انسان آخرالزمانی غفلت زده را جاری كرده است.

 

ج) انقلاب اسلامی منادی بازگشت به آیات الهی

بدون كش دار كردن مطلب باید گفت، در میدانی كه چنین ترسیم شد، هرگاه انقلابی به پا خیزد و دنیا را به بازگشت بخواند، در حقیقت علاوه بر اینكه خود از نشانه های الهی است، خود منادی اعظم برای بازگشت به نگریستن به آیات الهی نیز می باشد.

به سادگی نتیجه اول این است كه انتظار  داشتن توسعه، به شكل غربی از انقلاب آیه ای اسلامی ایران، تحریف بزرگ این انقلاب است. با این تعریف، نهاد سازی و سازمان پراكنی كه در سال های دهه 60و 70 در بدنه انقلاب اسلامی شكل گرفت، ایجاد اتوبان برای عبور لشكر پیاده نظام شیطان در درون انقلاب اسلامی بود. بدیهی است كه بازگشت به روح اصیل و آیه ای انقلاب همان آگاهی به اصالت انقلاب و سنگربندی برای مبارزه تاریخی با دشمن دیرینه نسل انسان است.

دریغا و حسرتا از اینكه معیار اندازه گیری صحت حركت برای انقلاب، به جای آیات الهی مبانی توسعه غرب است؛ و هر كسی در این مدار تاریكی حركت نكند مارك تحجر و عقب ماندگی و خوارجی می خورد. عجیب تر اینكه، سرعت گرفتن در این مسیر كه به انفجار نور انقلاب در پهنای جغرافیای انسانی ختم خواهد شد، با چاله كنی های بخشی از انقلابیون به تاخیر می افتد. روح بازگشتی كه با جریان سوم تیر در تاریخ انقلاب اسلامی دمیده شد را نمی توان با مبانی توسعه و رشد اقتصادی و بسط سیاسی سنجید. عظمت و پهنای بالهای این ققنوس زاد مبارك وسیع تر از ان است كه در خانه گنجشكان بگنجد. بركات این حركت را نیز نمی توان در تلاشی محدود كرد كه 30 سال بدو و بایست و نهایتا یك مملكت به خوداتكایی در گندم دست پیدا كند. نعماتی كه خداوند به شكل اختصاصی برای دولت كریمه و اهالی مملكت كریمه در نظر می گیرد وسیع تر از كاركرد وزارت رفاه و تامین امور اجتماعی است. در ان سیستم، تولید كار برای سرگرم كردن اهالی زمین تعریف نشده است و وزارت تقوی و عبادت كار را برای تعالی روحی تعریف می كند. و این رشته سر دراز دارد... بگذریم.

اما آنچه شایان تاسف و حسرت است، به استهزا گرفتن این آیه است كه البته از نسل انسان تازگی ندارد. برای انسان استهزا گر و مسخره زیست، آیه هرچقدر عظیمت باشد، فقط پهنای لبخند تلخ را برایش گشاد می كند و هیچگاه به سجده در برابر عظمت و خواندن نماز آیات منتهی نمی شود.

در آغاز دولت دهم نیز همچون دولت قبل، باید منتظر استهزاهای این جماعت بود. روی سخن با این هم قطاران نیست. روی سخن با هم كوپه هایی است كه دل در گروی آیه دارند و بشارت های همراهان باعث دلگرمی شان می شود. و یادآوری معیار قضاوت برای جبهه تازه گشوده ایست كه افق اعلایی را قصد درنوردیدن دارد. یاری هر دستی كه به دعا برای آسمان برخاسته، كمتر از مالیاتی نیست كه به صندوق اقتصادی دولت ریخته می شود.

روزی خواهد آمد كه همه منقلب شده ها محل رجوع انقلاب را خواهند دید. به امید آن روز نزدیك...




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: تحریف ، شیعه ، غربت ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :