تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

عطای طلایی...

یکشنبه 7 تیر 1388 02:06 ب.ظ

ارسال شده در: محاسبه های زهیر


بی منت... 

اراده دارد انسان و اختیار. می خواهد؛ می طلبد؛ درخواست می کند...

اما بییشتر دوست دارد «چیزی را که دوست دارد» از «کسی که دوستش دارد» بگیرد. «بدون درخواست» و قبل از درخواست!!! همه زیبایی خواستن به این است که چیزی را که دوست داری از کسی که دوستش داری قبل از آنکه بخواهی بگیری... باید که در همین زمین هم تجربه اش کرده باشی! نه؟! می دانی که...

روزهایی است که همویی که همه دوستش دارند، بدون درخواست، دکانش را باز کرده و سفره اش را پهن کرده و به قولی سر گذر نشسته. با چک سفید های امضاء شده...

یا من یعطی من سأله

یا من یعطی من لم یسأله و من لم یعرفه

تهننا منه و رحمه (1)

سلام بر لحظه های این روزها که خواسته هایت را برآورده می کند. سلام بر لحظه هایی که خواسته هایی که نمی خواهی و نمی دانی را عطا می کند. فقط برای آنکه بگوید: "دوستت دارم"

پی نوشت:

(1) بخشی از مناجات ماه رجب؛ مفاتیح الجنان




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: تربیت ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :