تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

قد قامت الاشک

پنجشنبه 12 خرداد 1390 01:54 ق.ظ

ارسال شده در: عاشقانه های زهیر


اشک سرخ گرم

هم‌زادم؛

آسمان نیستم که قدم بر من بگذارید و زمین بیایید و بایستم و افتادنتان از بالای ذوالجناح را ببینم!

قدم بر چشمان دلم بگذارید؛ اشکی می‌شوم؛ بهانه‌ای برای "اقامه‌ی عزا"ی شما...




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: کربلا ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :