تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

جهنم حب

یکشنبه 8 خرداد 1390 06:35 ب.ظ

ارسال شده در: عاشقانه های زهیر


دلتنگی های غروب از سرخی غروب مدینه است! جانم مادر

 

حسابم را که به دستتان دادند،

درنگ نکنید!

آدم دل به راهی نبودم؛

یک راست به آتش محبتتان دچارم کنید...

 

دیرنوشت:

همه‌ی دل‌خوشی‌ام این است که وقتی سینه پر از درد و زبان الکن است، تازه اول عشق است و آغاز سینه‌زنی. انگار ابتلائات دنیا، آتشی برای تنور سینه‌ی ماست تا نان محبتتان در دلمان پخته شود...




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: کربلا ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :