تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

نسیم کربلا

یکشنبه 1 خرداد 1390 06:53 ب.ظ

ارسال شده در: محاسبه های زهیر


 

قبله دلتنگی ها

 

روزها می‌آیند و فصل‌ها می‌گذرند؛ اما هنوز هم موسم دلتنگی برای کربلاست. موسمی برای یادآوری این‌که هنوز خونی همیشه تازه بر زمین است و فرصت بازی نیست! فرصتی برای بازی نیست!

دلم دلتنگ بارگاه نیست؛ دلم دلتنگ شش‌گوشه نیست؛ دلم دلتنگ بار سفر بستن و پشت به خانه کردن و رهسپار کربلا شدن نیست. دلم دلتنگ همه‌ی این‌ها هست و نیست؛ که این بعد و این دوری از آن بعد و دوری دیگر است. از بعد و دوری‌ای که مرا و تو را از کربلا جامانده نوشت. دلم دلتنگ روزی است که به کربلا نرسیدم؛ دلم دلتنگ ظهریست که قدم‌هایم پای رفتن به میدان نداشت. دلم دلتنگ آن کربلاست...

 

گوش نوشت:

بازمانده‌های از کربلا، اگر دلت گرفت گوش کن این نوا را....




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: کربلا ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :