تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

مسیر بهشت

پنجشنبه 11 فروردین 1390 12:02 ق.ظ

ارسال شده در: مراقبه های زهیر


مسیر بهشت از همین خاک می گذرد

 

در این زمین هم جایی هست که وقتی آن‌جا باشی، حسرت آسمان را برای آن‌جا بودن به عیان و آشکار و مبین ببینی. در این عمر، زمانی هست که بفهمی از خاکی و پدرت ابوتراب؛ و با خاک بودن و خود به تراب‌اندودن را به فرو غلطیدن در چشمه‌سارهای بهشتی هم نفروشی. در این عصر هم می‌توانی جایی بروی که بفهمی معنای خسران چیست و چرا کتاب خدا قسم یاد می‌کند: «همانا انسان در خسران است».

در این سرزمین می‌توانی به جای فریدون‌کنار، به اروندکنار سری بزنی و به جای تماشای قهقه‌ی مستانه‌ی اهل غفلت، گریه‌های خواهر و مادر شهیدی را گوش کنی و از شرم حضور، سر بالا نیاوری؛ می‌توانی بالای آن‌چیزی که مردمان گور می‌نامند، نور را ببینی؛ در این فرصت نفس کشیدنی که به تو داده‌اند می‌توانی دمی جنگیدن را ببینی؛ هم‌نشینی هرکه هستی و هر چه هستی را با هم‌دیگر به نظاره بنشینی و کمی بو بکشی مردن قبل از مردن را؛ «موتوا قبل ان تموتوا» را؛ می‌توانی اندکی یاد سفر بیافتی...

سفری نزدیک است...




زائران : نظرات
کلمات کلیدی این یادداشت: سفر نور ،



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :