تبلیغات
مراقبه های زهیر::: مردی که امام مراقبتش کرد و به او حیات طیبه بخشید:::: Zoheir's vighilance
همان دور مانده بود. نه یک قدم پیش و نه یک قدم پس. بینابین راه! پسری دیگر از اولاد علی در راه بود. کاروانی راه انداخته بود که می بایست این روزها می رسید. زهیری بود که مانده بود کجا خیمه اش را بزند... نزدیک یا دور؟!

از این یاد...

دوشنبه 16 اسفند 1389 06:30 ب.ظ

ارسال شده در: عاشقانه های زهیر


یاد ما را نخواهد برد

برگ که نیستی دل‌خوش باشم که به نسیمی هم از چشمانم دور خواهی شد.

درخت که نیستی دلم قرص باشد که باد بوزد و برگ از تنت بکند و طوفانی بیاید و از ریشه‌ات درآرد.

خانه که نیستی طوفان کاترینا بیاید و با خاک یکسانت کند

تو یادی، یاد. یاد را نه نسیم نه باد و نه طوفان نخواهد گرفت.

 

شعر تک مصرعی:

خانه‌ات آباد با یاد ویرانم نکن




زائران : نظرات



آهنگ های قبلی این وبلاگ را از اینجا بردارید

دعای فرج

درک توحید به اضطرار

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا


آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :